تبليغاتX
ایوون - برقی از منزل لیلی بدرخشید سحر!
گاه‌نوشته‌های حسن صنوبری

 

(این شعر را می‌توانید در هفته‌نامه‌ی شماره 310 چلچراغ هم بخوانید)


دوش می‌آمد و رخساره بر افروخته بود

کولر گازی او در نوسان سوخته بود

 

برق از خانه برون تاخته‌ای یعنی چه؟

خانه را در نوسان ساخته‌ای یعنی چه؟

 

برق نفروش به خارج که بسی سود نکرد

آنکه بفروخت انرژی و خودش دود نکرد

 

گوهری کز صدف کون و مکان بیرون است

هرکه قطعش کند از زاد و بر مجنون است

 

برقی از منزل لیلی بدرخشید سحر

همه‌ی کوچه از آن واقعه گشتند خبر

 

دوش دیدم که ملائک در می‌خانه زدند

بر سر نوبت خاموشی خود چانه زدند

 

من ملک بودم و فردوس برین جایم بود

که در اندیشه‌ی بی‌برقی شب‌هایم بود؟

 

یا رب این نوگل خندان که سپردی به منش

می‌سپارم به تو از چشم حسود چمنش



+ نوشته شده در  یکشنبه هفدهم شهریور 1387ساعت 0:7  توسط حسن صنوبری  |