سلام حضرت والا دماغتان چاق است؟
ببین دلم به رژ گونهات چه مشتاق است
رژ طلایی لبهای تو طلسم امید
شکوه خط لبت خط عمر عشاق است
□□□
اگرچه گاه میافتد و گاه میماند
نگین روی دماغت به ماه میماند
برش ندار نگین را به رسم لجبازی
سر دماغ خودت بی کلاه میماند
□□□
فدای ریمل تو! لنز رنگیات هانیست
فریم عینک شفاف تو لهستانیست
خطوط چشم تو که رشتهای به گردن ماست
شبیه جادهی تهران شمال طولانیست
□□□
چقدر سایهی خوش رنگ و جالبی زدهای
چقدر عطر عجیب و مناسبی زدهای
چنان که پنکک تو خوب و صاف و یکدست است
تو گوییا گل رس روی طالبی زدهای
□□□
هر آنکسی که دماغ تو را عمل کرده
به یمن بینیات این قطعه را غزل کرده
سولاریوم، عمل گونه، «زینهساکیمون» *
تو را به بانوی این شعر من بدل کرده
* «زینهساکیمون» عملیست برای زیبایی که در سالهای آتی مد خواهد شد و به دلایل فنی از توضیح دربارهی جزییات آن معذورم.